freedom for all
 آزادی برای همه
 
 
حقوق بشر و مذهب ايدئولوژی و مكاتبی  که نگرش انسان محوری را نفی می كند نمی تواند نه با اصل آزادی انسانها موافق باشد و نه با اصل برابری و عدم تبعيض در برخورداری از حقوق
در اين خصوص ماده يک اعلاميه جهانی حقوق بشر می گويد تمامی افراد بشر آزاد به دنيا می آيند و از لحاظ کرامت و حقوق با هم برابرند
همه انسانها از عقل و وجدان برخوردارند و بايستی نسبت به يکديگر با روح هم بستگی برادری رفتار کنند
در ماده ۲ اصل عدم تبعيض آمده و اينکه تمتع و برخورداری از تمامی حقوق و آزادی های مندرج در اعلاميه هيچگونه وجه تمايزی را بر نمی تابد به ويژه از جهت نژاد رنگ جنس زبان مذهب عقيده و در همه فرق و مذاهب، نه مسلمان در آن نوع نگرش دینی با غير مسلمان حقوق يکسان دارد نه زن با مرد و به طور کلی حقوق و آزاديهای اساسی محدود و محصور به موافقت و انطباق با قواعد شريعت اسلام می باشند 
ايدئولوژی حاكم نه تنها با مقوله حقوق بشر به روايت اعلاميه جهانی حقوق بشر منافات دارد، بلكه در آن ايدئولوژی ،اساسا حقوق فردی تبعیت دارد از ايدئولوژی.
 از اينرو حقوق مؤمن با حقوق کافر و مرتّد از نگاه آنگونه مذاهب و مکاتب يكسان نيستند. بدينسان فرد انسان، زیر یوغ ايدئولوژی خواهد بود. در چنين زمينه ای است که «تکليف» مقدّم و مرجّح بر «حق» است.
 انسانها در آن جامعه متعهد و مکلفنّد که جسم و روح خود را در خدمت ايدئولوژی, حزب, نظام, مکتب .... گذارند و چنانچه اقتضا کند جان خود را بدهند تا نظام پابرجا بماند. 
در اینگونه حکومتها هرگاه مصلحت نظام حکم کند حقوق بشر را به بوته فراموشی سپرده و می سپارند و تفكر ايدئولوژيكی حاكم در سياست آن جامعه را به مثابه قوانین حقوق بشر ! در مقام سلطه بر آدميان وضع می نمایند..
اینان خود را در مقام الوهیت زمان عهد باستان و حکومتهای آنزمان فرعون زمان خویش خوانده اند!!!
  شاید گمان میکنند حکمشان حکم خداست!!!! 
 نقض قوانين حقوق بشر به ويژه جنايات مكرر (کشتار دسته جمعی, جنايات بر ضد بشريّت و جنايات جنگی) همگی مويد اين امر هست كه قوانين حقوق بشر تابع ايدئولوژيك حاكم خواهد بود و تحت شرايط مختلف به نفع نظام تغيير خواهد كرد.
 هر فردی که بخواهد به بیان اندیشه خود بموازات حقوق مدنی وضع شده در قالب دفاع از حقوق آدمیان بپردازد محکوم خواهد بود و کشتن او مجاز و مشروع است. بر اين اساس دفاع از حقوق بشر ( با توجه به این مساله که خداوند انسانها را آزاد آفرید ) در پهنه جهان و مبارزه با نقض حقوق بشر از سوی هر دولت و قدرت و گروهی, برای همه انسانها بعنوان یک وظیفه عمومی لحاظ می گردد. 
در غير اينصورت صلح ، امنيّت، آسايش و به مرور زمان حقوق و آزادی های اساسی از جامعه های انسانی رخت بر می بندند.
 و روزی فرا خواهد رسید که دیگر حتی برای نفس کشیدن هم باید از نظام سلطه حاکم بر آدمیان مجوز اخذ کرد!
شکنجه و اعدام در نظام حاكم بر ايران سالهاست بصورتهای گوناگون وجود آزاد اندیشان را فشرده است .
اینان خود را در مقام الوهیت زمان عهد باستان و حکومتهای آنزمان فرعون زمان خویش خوانده اند ! شاید این خام اندیشان  پس چگونه می توان سکوت کرد و شاهد محکوم شدن آنها بود؟ چگونه می توان انسانها را بدون تفهيم اتهاّم, بدون دسترسی به وکيل مدافع, بدون داشتن حق ملاقات با خانواده خود, ماهها و سالها در بازداشت نگاه داشت ؟ 
کدامین معیار و بر چه اساسی به حکومتها اجازه حکم کردن می دهد؟ آیا آنان گمان می کنند که در مقام الوهیت قرار گرفته اند؟ شاید هم با نگاهی کوتاه به تاریخ گذشته تصور کنیم که اینان همان فراعنه زمان ما هستند ! اگر چنین هست آیا تاریخ تکرار خواهد شد ؟
آيا آنها از چه سخن میگويند كه مستوجب شكنجه تا سرحد مرگ و يا از دست دادن اعضای بدن خود مي شوند؟ و ما امروز چگونه می توانيم در اين بيدادگاه فرياد انسانهای دربند باشيم؟ 
آيا تا كنون به اين مساله انديشيده ايد ؟ 
آيا گمان ميكنيد انسانهایی كه به تعريف نظام حاكم سياسی هستند واقعا سياسی اند؟ 
سياست چيست ؟ دروغ ؟؟ يا شايد بهتر بگوييم هر نوع استفاده از هر ابزاری به نفع خويش در جهت حفظ آنچه كه ما را به سمت و سوی سياست سوق ميدهد؟
آری امروز سخن ما فریاد انسانی است  كه در بند قدرت سياسی حاكم است. ايشان محمد ابراهيمی هستند . فرديكه هيچ حركت غير اخلاقی و سياسی در پيش نداشت.
او تلاش می کرد تا آرامش و صلح را در میان آدمیان بازگرداند. آيا واقعا سالها دوری از خانواده و محبوس بودن در سلول انفرادی حق او بوده است ؟ چه كسانی مدافع حقوق از دست رفته ايشان  خواهند بود؟ كدامين معيارها مبنای حكم به حقوق پايمال شده من و تو خواهد بود؟
 آری دوست من آزادی محمد ابراهيمی و همه ی زندانیان در بند، آزادی انديشه هاست. انديشه هايی كه در قالب من و تو شكل گرفته است. 
حقوق بشر جهانی است، حد و مرزی از برای خود نمی شناسد.  ما صرفا در چنين شاكله ای می توانيم از دنيا درخواست كنيم که نسبت به سرنوشت انسانها در جهان بشريت خصوصا در ايران بی تفاوت نباشند و ما را در امر آزادی زندانيان سياسی در بنـد ياری دهند.
 جهان شمول بودن حقوق بشر ايجاب می کند که ما هم نسبت به آنچه در خـارج از مرزهای ايران می گذرد، بی تفاوت نمانيم.
 به اميد رهايی زندانيـان آزاد انديش از بند وجود بشـری كه خـود را قانونگذار و حق هرگونه ابراز عقيده را بر ديگـران بسته اند.
 آزادی حق طبیعی انسانهاست و قانون انسانها نمی تواند اندیشه و باورهای آدمی را در قالبهای منجمد خود شکل داده و یا در حیطه اعتقادات خویشتن خویش محصور نماید. به همین سبب فریاد آزادی را به گوش آدمیان خواهیم رساند تا شاید نسیم آزادی اندیشه را بارور و رها در خلقت بیکران آدم نماید.
م.س فعال حقوق بشر حقوق بشر و مذهب